کتابخانه

پسران آفتاب

پسران آفتاب

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله

ادامه مطلب »
از کتیبه تا کتاب

از کتیبه تا کتاب

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله

ادامه مطلب »
نجات آب

نجات آب

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله

ادامه مطلب »

کتاب گنجینه اقوام ایران

در بخشی از کتاب گنجینه اقوام ایران می‌خوانیم: سازمان اجتماعی اعراب از نظر سلسله مراتب ایلی دارای تقسیماتی است؛ بیت، کوچکترین واحد سازمان اجتماعی هموطنان عرب خوزستانی

ادامه مطلب »

کتاب فرهنگ فارسی (معین)

فرهنگ فارسی معین معروف به فرهنگ معین یکی از فرهنگ های لغت یک‌زبانهٔ نامدار و بارز به فارسی است. فرهنگ فارسی معین در شش مجلد تدوین شده و بارها، در ایران

ادامه مطلب »

کتاب شاهنامه فردوسی

یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های منظوم جهان، کتاب شاهنامه فردوسی، اثر ابوالقاسم فردوسی است. این اثر شامل حدود 50,000 تا 61,000 بیت است و به اساطیر، حماسه‌ها و تاریخ

ادامه مطلب »

کتاب جزء از کل

برای معرفی و خلاصه کتاب جزء از کل می‌توان گفت که این رمان خواندنی در سال 1393 با ترجمه پیمان خاکسار توسط نشر چشمه منتشر شد و در دسترس علاقه‌مندان ادبیات

ادامه مطلب »

کتاب پریانه های لیساند ماریس

کتاب «پریانه های لیاسند ماریس» در مجموعه رمان نوجوان امروز منتشر شده و ماجرای آن درباره خواهر و برادری است که زندگی‌شان به ماجراهای عجیب و موجودات غریب گره می‌خورد. لیانا و ادریس نام این خواهر و برادر دوست‌داشتنی است که داستان را پیش می‌برند.

ادامه مطلب »

کتاب سرود کریسمس

اسکروج خیلی خسیس بود. گناهکار پیری که خیلی حریص و طمع‌کار بود! مثل سنگ چخماق که هیچ فلزی با برخورد با آن جرقه‌ای تولید نمی‌کند، سخت و برّنده بود. آدمی مرموز، تودار و منزوی بود. از سرمای درونش صورت پیرش یخ زده، بینی نوک‌تیزش بی‌حس، گونه‌هایش پرچین‌وچروک، راه‌رفتنش دشوار، چشمانش سرخ ولب‌های باریکش کبود شده بود. موقع صحبت هم با صدایی خشن و حالتی زیرکانه حرف می‌زد. انگار شبنمی سرد روی سر، ابروها و چانهٔ لاغرش را پوشانده بود. همیشه و همه‌جا این سرما را به همراه داشت؛ حتی چلهٔ تابستان هم دفترش سرد بود و کریسمس هم یک درجه گرم‌تر نمی‌شد. گرما و سرمای بیرون تأثیر چندانی روی اسکروج نداشت. نه گرمی هوا به او گرما می‌بخشید و نه هوای سرد به سرمای او می‌افزود. بادی با شدتی بیش از او نمی‌وزید و برف و بارانی مصمم‌تر از او نمی‌بارید. هوای نامساعد و طوفانی هم نمی‌توانست او را از پا درآورد. شدیدترین برف و باران و تگرگ هم فقط به‌این‌دلیل می‌توانستند به برتری خود به او ببالند که سخاوتمندانه می‌باریدند اما، اسکروج هرگز سخاوتی از خود نشان نمی‌داد.

ادامه مطلب »

کتاب هاکلبری فین

“هاکلبری‌فین” یک پسر بچه معمولی بود، شاید از معمولی هم معمولی‌تر بود. حتی نزدیک بود در خانه “بیوه دوگلاس”، یک آدم حسابی شود. تا اینکه سر و کله باباش پیدا شد و بعد از اینکه چند سری کتک مفصل خورد و داخل یک کلبه زندانی شد، فهمید که باید کاری بکند. از بدشانسی‌ یا خوش‌شانسی‌اش جیم، برده سیاه، هم به همین نتیجه رسیده بود و در نتیجه …

ادامه مطلب »